استفاده از مقالات تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.( حلقه تجریش )

   

نظریه‌ی تمثیلِ والتر بنیامین
۹۴/۰۴/۱۶ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

نظریه‌ی تمثیلِ والتر بنیامین

نویسنده : بیْنارد کوآن

ترجمه‌ : محمدرضا مهدوی‌فر

 

در حدودِ سالِ 1923 والتر بنیامین از قصدش برایِ طرح‌ریزیِ یک «نظریه‌ی تمثیل» خبر داد. این قصد در مرحله‌ی نخست با کتابی درباره‌ی سوگنامه‌ی (Trauerspiel)باروک محقق شد که کامل‌ترین پژوهشِ مدونِ او بود (اکنون با عنوانِ خاستگاهِ درامِ تراژیکِ آلمانی به انگلیسی ترجمه شده است). این کتاب که نخست در 1927 به چاپ رسید و کمی پیش از اولین نزدیکی‌هایِ او به مارکسیسم در نیمه‌ی دهه‌ی بیست کامل شده بود، به شکلی کنایی همه‌ی در‌هایِ مقبولیتِ آکادمیک را به رویِ او بست. منتقدان و مورخان به‌درستی بر مراحلِ مختلفِ زندگیِ فکریِ بنیامین تأکید کرده‌اند، اما نکته‌ی عجیب یکدستیِ ذاتیِ جهت‌گیریِ نوشته‌هایِ او در بابِ تمثیل در سرتاسرِ دوره‌ی کاری‌اش است. بودلر، نویسنده‌ای که بنیامین عمده‌ی نوشته‌هایِ دوره‌ی کمالِ فکری‌اش را وقفِ او کرد، برایِ بنیامین وارثِ سوگنامه است؛ بنیامین از آن زمانی که گفت «نبوغِ بودلر که از ماخولیا تغذیه می‌کند، نبوغی تمثیلی است» برداشت‌اش را از تمثیل حفظ و تعمیق کرد و به مرور تمرکزش را در این زمینه از قرنِ هفدهم به قرنِ نوزدهم منتقل کرد. بنیامین موفق نشد کتابِ طرح‌ریزی‌شده‌اش درباره‌ی بودلر، که «بودلر در مقامِ تمثیل‌پرداز» یکی از سه بخش‌اش بود را کامل کند و تنها مجموعه‌ای از یادداشت‌هایِ‌ قطعه‌وار برجای گذاشت که به شکلی کنایی «سنترال پارک» نام گرفت و آخرین تأملاتِ او درباره‌ی موضوعی ادبی را شکل می‌دهد. بیش از نیمی از چهل‌و‌پنج قطعه‌ی این یادداشت‌ها مرتبط با تمثیل و ظاهراً درباره‌ی بودلر است، اما بسیاری از این قطعات به‌وضوح تمثیلِ بودلری را در ارتباط یا تضاد با تمثیلِ باروک قرار می‌دهند. بنیامین در این یادداشت‌ها که طیِ آخرین سالِ حیات‌اش نوشته شد، با ارجاعِ مکرر به «کتابِ باروک‌اش»، نکاتی را در هم‌صدایی یا تقابل با استدلاتِ مطرح‌شده در کتاب ذکر می‌کند


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )، هنر و ادبیات
:: برچسب‌ها: بنیامین, مارکسیسم
مجله شورش های منطقی شماره 7
۹۲/۱۱/۲۷ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

مجله شورشهای منطقی شماره 7

مجله را از لینک زیر یا از خود سایت مجله دانلود بفرمایید :

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=168a1ba285c6d1219f0c7114ec3d0424

http://logical-revolts.org/




:: موضوعات مرتبط: اطلاعیه ها
:: برچسب‌ها: مجله شورشهای منطقی 7
مارگرت؛ احضار شعله‌های گذشته
۹۲/۱۱/۲۰ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

مارگرت؛ احضار شعله‌های گذشته * / علی گلستانه

 

«بازنمایی ماتریالیستیِ تاریخ، گذشته را وامی‌دارد تا حال را وارد وضعیتی بحرانی سازد.» (بنیامین، ۱۳۸۹: ۱۱۹)



 

۱. تعهد اجتماعی، ایده‌ای محوری در الگوی هنر مدرن ا‌ست؛ ایده‌ای که در مدرنیسم آغازین، مشخصاً با داوید آغاز شد، در مدرنیسم میانی با کوربه قوام یافت و در انبوهی از آثار دوران اوج مدرنیسم، نمایان شد؛[1] اما هنر مدرن، تعهد خود را به امر اجتماعی، نه با شعارپردازی یا روایت‌گری، بلکه با درونی‌کردن عصیان در درون فرم هنری تجسم بخشید. هنرمندان مدرنیست، با کار بر روی فرم هنر و با بازآفرینی بحران در درون روابط فرمال، بر نظم معنایی جامعه‌ی محافظه‌کار شوریدند.




[1]. اگر از «گرنیکا»، سینمای چاپلین و آلن رنه، موسیقی شونبرگ، تئاتر برشت و اشعار دادائیستی صرف‌نظر کنیم، به جنبش سراپا سیاسی اکسپره‌سیونیسم می‌رسیم. درباره‌ی پیوندهای هنر و امر سیاسی در نیمه‌ی نخست سده‌ی بیستم، نگاه کنید به: زیبایی‌شناسی و سیاست، فردریک جیمسون [ویراستار]، ترجمه‌ی حسن مرتضوی، تهران: ژرف، ۱۳۹۱.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: هنر و ادبیات
:: برچسب‌ها: آنسلم کیفر
شورشهای منطقی 6
۹۲/۱۰/۲۹ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

شماره 6 شورشهای منطقی

از لینک زیر یا از خود سایت مجله دانلود فرمایید:

http://logical-revolts.org/spip.php?article11

http://uplod.ir/d4wi9gdaqyl9/No-06-red.pdf.htm




:: موضوعات مرتبط: اطلاعیه ها
:: برچسب‌ها: مجله شورشهای منطقی 6
شورشهای منطقی شماره 5
۹۲/۱۰/۰۷ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )
شورشهای منطقی شماره پنجم

مجله را از لینک زیر یا از آدرس سایت خود مجله دانلود بفرمایید 

http://logical-revolts.org/

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=fcb9c4974a14de829d81e52223f6b013




:: موضوعات مرتبط: اطلاعیه ها
:: برچسب‌ها: مجله شورشهای منطقی 5
«آسمان زرد کم عمق» عقب تر از «اینجا بدون من»
۹۲/۰۹/۲۴ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

 

«آسمان زرد کم عمق» عقب تر از «اینجا بدون من»

گفتگوی سایت فرهنگ امروز با محمد زرینه

 http://www.farhangemrooz.com/news

محمد زرینه، جزو منتقدانی است که به فیلم «آسمان زردکم عمق» نقدهای بسیاری دارد و معتقد است که متاسفانه این فیلم بهرام توکلی از آخرین اثر او یعنی «اینجا بدون من» عقب‌تر است؛

 

فرهنگ امروز: آسمان زرد کم عمق به نویسندگی و کارگردانی بهرام توکلی و تهیه کنندگی سعیدملکان مدتی است که در سینماهای کشور اکران شده است؛ این فیلم هم مثل همه فیلم‌های دیگر، هم منتقد دارد هم علاقمند وطرفدار؛ داستان درباره مرور خاطرات گذشته یک زوج جوان است که باعث ایجاد اتفاقات جدید در زندگی کنونی آنان می شود. اتفاقاتی که لحظات ناراحت کننده ای در پی دارد و باعث می شود که آنها وارد دردسرهای دیگری بشوند.

 

محمد زرینه، جزو منتقدانی است که به فیلم «آسمان زردکم عمق» نقدهای بسیاری دارد و معتقد است که متاسفانه این فیلم بهرام توکلی از آخرین اثر او یعنی «اینجا بدون من» عقب‌تر است؛



:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: گفت و گو
سر در خشت و پشت به آینه
۹۲/۰۹/۱۹ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

سر در خشت و پشت به آینه

 

نیم نگاهی به گلستان و زمانه او

محمد زرینه

 

دهه 40 در تاریخ ایران دهه حائز اهمیتی است دهه‌ای که در آن دولت مصدق ساقط شد و عصر دوم پهلوی آغاز به کار کرد. با آغاز به کار کنسرسیوم نفتی شهرهای مهم کشور چه از حیث صنعتی و اهمیت دیوانسالارانه با رشدی فزاینده روبه‌رو شدند.

در این میان تهران به‌عنوان پایتخت و مرکز تصمیم‌سازی‌ ساطع‌کننده آرایش زیستی جدید بود.و به صورتی موازی اروپا به تیمار و التیام آلام رسیده از جنگ بین‌الملل دوم می‌پرداخت  مانند هر دوره‌ای خود این وضعیت روایت مخصوص به خود را شکل می‌داد. از آنتوان سرگشته و هراسان 400 ضربه ترفو تا جوان از نفس افتاده گدار که ژست همفری بوگارت بودن را در سر می‌پروراند از قلینی که راوی مالیخولیای وضع جدید بود یا ماجرا ساندروی آنتونیونی ازپی هویت با حالتی سرگردان پرسه میزد  این شرایط نویسندگان، فیلمسازان و هنرمندان را بیشتر به سمت روایت تقابل‌هایی مانند حاشیه و مرکز انسان‌های وانهاده در شهر و دست و پنجه نرم کردن با شرایط زیستی‌شان سوق می‌داد. دنیایی جدید به سرگردگی جبهه پیروز هم نظم جدید جهانی را به کشورهای جنوبی که در تقابل با بلوک شرق قرار داشتند دیکته می‌کرد. به تبع آن هم اهل قلم ساکت نمی‌ماندند نیش‌های آل‌احمد اصل 4 ترومن را نشانه می‌رفت، احمد محمود از همسایه‌ها سراغ می‌گرفت  از بلوغ گمشده پدر مرحوم و زنان سیاه و کبود زیر مشت و لگدها می‌نوشت.

شهر پوست می‌انداخت، ساختمانها بلند می‌شدند میادین جدید جای خود را باز می‌کردند چراغهای نئونی به دزدیدن نگاه عابران اهتمام تام داشتند اگر از کسی آدرس می‌پرسیدی بلافاصله با لحنی سوال مانند می‌پرسید: بالای مجسمه یا پایین مجسمه؟ روایت جدید از میان کافه‌ها و خیابان‌های بالای مجسمه و هزاران زرق و برق دیگر به آرامی می‌خزید و راه خود را باز می‌کرد. سرخی سیلی پس از کودتا جای خود را به روایت نابسامان حاشیه‌ها می‌داد؛ آنجا که از قوطی‌ها حلبی دیوارها ساخته می‌شدند و صدای کودکان پابرهنه دهقانان پشت خمیده و نوای دریوزگان خمار در بوق و کرنای جشن‌های دو هزار و اندی ساله به گوش کسی نمی‌رسید.

در چنین شرایطی چشمان سینما باز بود و نادیده‌ها را می‌دید و آنجا که هراس شب شهر را دربرمی گرفت، فریادها سر می‌داد. در پچ‌پچ‌های محفلی وارد نمی‌شد و به بانگ بلند خود را در اعتراض دهانهای متعجب ار شرایط پیرامون می‌آمیخت. اما بد نیست ببینیم سینمایی که اینچنین بود و امروز هزار مدعی دارد راه خود را از کجا آغاز کرد؟

با پایه گذاری نخستین انجمن سینمایی به وسیله فرخ غفاری- انجمنی که شاید از سینما تک پاریس به‌عنوان همتای آن بتوان یاد کرد- شیوه نگاه جدید همسو با موج نوی سینمای اروپا به عنوان دغدغه ایی جدید مطرح شد که البته شرح آثار و تاثیر آن در جهان از حدود این نوشته بسی فراتر است. سینمایی که وضعیت جدید را در مقابل  مسئولانی  در برابر آئینه کور بودند در خشت خام نظاره می کرد در این انجمن از سینمایی سخن به میان آمد که به مظاهر تاخته از فاصله‌ها پرسیده و از محتوا سراغ می گرفت آنچه در اروپا و آمریکا می‌گذشت را نه از دریچه فیلم‌های وسترن و موزیکال بلکه از مرد سوم و بلکه از ولگردان سردسیری سراغ می‌گرفت.

در این میان جوانانی به این نتیجه رسیدند که شهرشان نیز حاشیه‌ای دارد و این حاشیه برای اهالی بالای مجسمه گفتنی‌های فراوان دارد. گوش‌هایشان از قصه‌های اربابان و رعیت‌های ستمدیده پر بود دوربین به دست گرفته خود به روایت پرداختند. آثاری پدید آمد که نه از رقص و آواز ابرو انداختن و مرام نخ نمای کلاه مخملی و بی‌وفایی‌های معشوق بلکه از صداهای بی‌صدا و مردان تنها می‌گفت.



:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: یادداشتها
:: برچسب‌ها: سینما, نقد
زمان تاریخی و شکافت اقتصادی مفهوم زمان
۹۲/۰۹/۰۶ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

زمان تاریخی و شکافت اقتصادی مفهوم زمان

بررسی آراء موشه پوستون

نویسنده : رضا اسکندری

http://anthropology.ir/node/20577

 

مقدمه

 

موشه پوستون، از متفکران برجسته‌ی نومارکسیست و وابسته به مکتب فرانکفورت است که در ایران، بسیار کمتر از همتایان دیگرش چون یورگن هابرماس، تئودور آدورنو و هربرت مارکوزه شناخته شده است. پوستون که فارغ‌التحصیل رشته‌ی تاریخ از دانشگاه یوهان ولفگانگ گوته است، هم‌اکنون به عنوان استاد تاریخ مدرن در دانشگاه شیکاگو مشغول به تدریس است. او هم‌چنین عضو کمیته‌ی مطالعات یهود و مدیر مرکز نظریه‌ی معاصر دانشگاه شیکاگو نیز هست. شناخته‌شده‌ترین اثر پوستون، کتاب «زمان، کار و چیرگی اجتماعی» است که در آن با رویکردی مارکسیستی به بررسی مفهوم زمان می‌پردازد و از خلال نقد نظریات مارکسیسم سنتی، آراء لوکاچ و نیز نقد همتایانش در مکتب فرانکفورت، تعاریف نوینی را از کار، سرمایه و پویش تاریخی آن، و نیز مدل انقلاب مارکسیستی به دست می‌دهد. (Murthy, 2009)


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )
:: برچسب‌ها: مارکسیسم, پوستون
آلبر کامو
۹۲/۰۹/۰۴ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

گفتگویی با آلبر کامو

برگردان از فرانسه: فرشاد نوروزی

 

مصاحبه پیش رو در کریسمس سال 1951 در   Le Progrès de Lyonمنتشر شده است.

 

 

+آیا فکر می کنید ارتباطی منطقی میان دو واژه «کینه» و «دروغ» وجود دارد؟

کینه فی نفسه یک دروغ است. به خودی خود قسمی از وجود انسان را خاموش می دارد. کینه منکر آنچیزیست که در پیشگاه هر انسانی فراخور بذل ترحم است. از اینرو اساساً در خصوص وضع چیزها دروغ می گوید. دروغ فریبنده تر است. ]آدم ها[ گاه بر حسب خودخواهی بی کینه دروغ می بافند. با این وصف فرد کینه توز در ]وهله اول[ از خودش بیزاری می جوید. لذا رابطه ای منطقی میان این دو وجود دارد هرچند که بیشتر نسبتی زیستی مابین کینه و دروغ حاکم است.

 

+آیا در دنیای امروز که ملعبه ای از رنجه جهانی است، کینه نقاب دروغ به رخ نمی کشد؟ آیا دروغ یکی از بهترین، و شاید جانکاه ترین و خطرناک ترین سلاح کینه نیست؟

کینه نقاب دیگری نمی تواند به چهره بزند، نمی تواند خود را از این محروم بدارد. شما نمی توانید بی دروغ کینه توزی کنید. برعکس، نمی توان راست گفت و ترحم را جایگزین کینه نکرد. از هر ده روزنامه در جهان نه تای آن کم و بیش دروغ و دونگ سرهم می کنند. آنها به مراتب مختلفی تریبون کینه و نابخردی هستند. هرچه بهتر کینه توزی می کنند، بیشتر دروغ می گویند. رسانه های دنیای امروز با در نظر گرفتن برخی استثنائات، جز این نیستند. حسن تفاهم من با اندک کسانی است که کمتر دروغ می گویند چراکه کینه توزانی سفله هستند.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )، گفت و گو
:: برچسب‌ها: کامو, اگزیستانسیالیسم
در میان جهان
۹۲/۰۸/۰۶ ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

در میان جهان

یادداشتی برای نمایشگاه نقاشی رها یزدان پرست

شروین طاهری


 

ما در میان اشیاء زندگی می کنیم . جهان ما جهان کارکردها و کالا ها است . استقرار هروزه اشیاء چون بالا آمدن هرروزه خورشید ، عادی است و جاودان . ما در حدود عاداتمان در تناهی محض ، جاودانگی عادی بودن را برساخته ایم . اما در نور شبانگاهی ماه ، برای لحظه ای شبحی از برابرمان می گذرد. چشمانمان را می مالیم تا دیده ی نا مستفر را به وضع قبل بازگردانیم . شبها میان اشیاء و ما شکافهایی بروز می کند و ما هربار شکاف ها را با فراق باز رد می کنیم . درمیان چیزها اما خلاء به ما چشم دوخته است . سرانجام اما محدودیت سربه فلک می کشد . پنجره ای می شکند ، بند کفشی گره کور می خورد ، کتابی با صفحه ای سفید در برابرمان قرار می گیرد . نظم کارکردی چیزها برهم می خورد و عادات ما ناگهان تعلیق می شوند . جهان آشنا دربرابر چشمانمان فرو می ریزد و اشباح از ورای چیزها هجوم می آورند . سایه ها و چشمها . پیکره های منسجم ناگهان تکه تکه بودن خویش را هویدا می کنند . درمی یابیم که در جهانی تازه قرار گرفته ایم . جهانی نامتناهی به اندازه تمام شگفتی امان . گذار از هنر " آرام " و " قدسی " به جهان " درونیات " و " صیرورت " ، پهنه قاب را نیز درنوردید . دیگر نمی شد چشم ها را بر " اشباح " میانه چیزها بست . حالا چیزها کش می آمدند ، رنگ تغییر می دادند ، انسجام هایی تازه و پیکرمندی هایی نو می ساختند و ناگهان به چیز دیگری تبدیل می شدند . این بی کرانگی نو ظهور را چگونه می شد در قاب جای داد ؟


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: نقاشان معاصر ایران
:: برچسب‌ها: نقاشی, رها یزدان پرست