X
تبلیغات
حلقه تجریش Tajrish Circle
 
استفاده از مقالات تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.( حلقه تجریش )

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
تماس با ما
   

مجله شورشهای منطقی شماره 8
93/01/31 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )
مجله شورشهای منطقی شماره هشتم 

 می توانید مجله را از اینجا دانلود کنید و یا به سایت خود مجله رجوع نمایید  

http://logical-revolts.org/spip.php?article18

http://uplod.ir/a5ok9vfjg7mh/No-08-red.pdf.htm



:: موضوعات مرتبط: اطلاعیه ها
:: برچسب‌ها: مجله شورشهای منطقی 8
تاریخ
93/01/24 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

تاریخ

آنتونیو گرامشی

رضا اسکندری

http://rufusmimesis.blogspot.co.uk/2014/03/blog-post_9.html

تمامی کنش‌هایتان را و ذره‌ذره ایمان‌تان را به زندگی بسپارید. بهترین توان خود را، مشتاقانه و بی‌غرض به زندگی ببخشید. خودتان را، این موجودات زنده‌ای که شما هستید را، در موج زنده و تپنده‌ی زندگی غرقه کنید، تا آنجا که خود را با آن یکی احساس کنید، تا آنجا که در شما جریان یابد و شخصیت منفرد خود را چون ذره‌ای از یک پیکره دریابید، ذره‌ای پر جنب و جوش در یک کل، یک سیم ویلن که طنین تمامی سمفونی‌های تاریخ را دریافت می‌کند و پژواک می‌دهد؛ تاریخی که بدین‌ترتیب، به خلق آن کمک می‌کنید. با وجود این رهاسازی مطلق خود در واقعیتی که آن را در بر می‌گیرد، با وجود این تلاش برای بهره‌گرفتن از فردیت در نمایش پیچیده و جهانی علت‌ها و معلول‌ها، ممکن است باز هم جای خالی چیزی را احساس کنید؛ ممکن است از نیازهایی مبهم و تعریف‌ناشدنی آگاه شوید، نیازهایی که شوپنهاور نام متافیزیکی را بر آنها نهاده است.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: یادداشتها
:: برچسب‌ها: گرامشی, مارکسیسم
فوگ عظیم
93/01/23 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

فوگ عظیم(Grosse fuge)

سپهر دولو


فوگ عظیم یک اثر تک موومانه برای کوارتت زهی ( دو ویولن- ویولن آلتو- ویولنسل) از مهمترین آثار دوره ی متاخر آهنگسازی لودویگ وان بتهوون است و در هنگام ناشنوایی کامل آهنگساز نوشته شده است. این اثر که در ابتدا قرار بود موومان فینال کوارتت شماره 13 باشد اما پس از اولین اجرای آن به پیشنهاد یکی از ناشران آثار بتهوون جداگانه منتشر شد . بتهوون اجرای این اثر با فینال جدید (جایگزین فوگ) هیچگاه نشنید چرا که مدتی پس از مرگش اجرا شد. امروزه هم بسیاری از کوارتت ها فوگ را به همراه کوارتت اپوس 130 (شماره 13) اجرا میکنند چرا که معتقدند کوارتت با فوگ پایانی کامل است. وقتی اولین اجرای این کوارتت تمام شد تماشاگران خواستار اجرای دو موومان میانی در آنکور شدند که این موجب خشم بتهوون شد که چرا مخاطبین اجرای دوباره فوگ را درخواست نکرده اند!


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: هنر و ادبیات
:: برچسب‌ها: بتهوون
تکثیر جهان
93/01/18 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

تکثیر جهان

یادداشتی بر فیلم " پول " اثر روبر برسون

شروین طاهری

چاپ شده در مجله شورشهای منطقی

زن مسن : اگر خدا بودم ، تمامی آدمها را می بخشیدم ....

رئیس زندان : اقدام به قتل بدتر از خود قتل است ...     دیالوگهایی از فیلم

می خواهند راه حل را در جایی بیابند که فقط معما در آنجا وجود دارد .  پاسکال

گدار معتقد است ، برسون تمام سینمای فرانسه است . فیلم " پول " آنطور که نام دلالت می کند می بایست داستان پول باشد ، تیتراژ با " خودپرداز " آغاز می شود . پسری جوان از پدرش پول هفتگی اش را طلب می کند . پول هفتگی از نظراش کافی نیست . به سراغ دوست اش می رود و او اسکناس جعلی را نشان اش می دهد . داستان از اینجا شروع می شود . پول را به یک آتلیه دار در ازای یک قاب می اندازند . آتلیه دار پول جعلی را به کارگر جوان تاسیسات به نام " ایو " رد می کند . جوان در رستوران پول را بابت نوشیدن یک قهوه می پردازد اما کافه چی به جعلی بودن پی برده پلیس خبر می کند . محکمه او را می بخشد . متوجه می شویم که ایو ازدواج کرده و یک کودک نیز دارد . ماجرای محکمه اما کارفرمای ایو را خوش نمی آید ، پس از کار اخراج می شود . برای امرار معاش به واسطه ای رجوع می کند و ناخاسته درگیر دزدی بانک می شود . از نو به محکمه کشیده می شود و محکوم به تحمل سه سال زندان می گردد . همسر اش از او جدا می شود و فرزند اش به دلیل " دیفتیری " می میرد . با آزاد شدن از زندان در شب اول اقامت در " هتل مدرن " مالکین را کشته و پول هتل را می زند . پرسه زنی اش با زنی مسن تلاقی می کند که از بانک پول گرفته . تعقیب اش می کند و در حاشیه شهر خانه اش را می یابد . زن پناهش می دهد . متوجه می شویم بیوه است و فرزندی معلول دارد . پدر و خواهر اش نیز در سمت دیگر خانه با او زندگی می کنند . پدر " موسیقی دان " است . در یکی از شبها ، ایو با تبر به جان خانواده افتاده همگی را می کشد و سرانجام خود را تسلیم پلیس می کند . تیتراژ پایانی گرفتن پول از " خودپرداز " را با شکلی اغراق آمیز نمایش می دهد . همانطور که معلوم است ، این چکیده ، هیچ چیز نمی گوید . داستانی ساده و نخ نما از بلایی که " کوپنی قلابی " می تواند منشاء اش باشد را بازتاب می دهد . اما سینمای برسون را نمی توان در پاراگراف هایی اینچنین خشک و منطقی خلاصه کرد . متن حاضر می کوشد با توصیف برخی نما ها ، هستی شناسی زندگی جدید را از درون اثر بخواند 


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: یادداشتها
:: برچسب‌ها: سینما, نقد
حلقه های تباهی
93/01/16 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

حلقه های تباهی

یادداشتی درباره فیلم " سالو " اثر پیر پائولو پازولینی

شروین طاهری

چاپ شده در مجله شورشهای منطقی

اگر می دانی که من آدمی بدون اعتقاد هستم ، پس من را از خودم بهتر می شناسی . شاید که من آدمی بدون باور باشم ، اما بدون باوری که همواره در فراغ باور غنوده است . پازولینی

ناهار یا شام یا رضایتی در جهان نیست

هم سنگ با گذری بی پایان از خیابان های پر از فقیر،

آنجا که باید محکم باشی و استوار

نه چون برادران، که هم چون گروهی از سگ ها . پازولینی

پس از آشوویتز تنها می توان استعاره ها را عریان از " کوشش های ظریف " ادبی ، بیرون از لطافت واژگانی و حتی بیرون از " استعاره بودگی " بیان کرد . سالو ، نه یک فیلم ، نه یک استعاره " آموزشی " و نه یک شعر مالیخولیایی است . نه کوششی است برای شناسایی روان رنجوری " بورژوازی " ( چون تلاشهای بونوئل ) ، نه خشم " روشنفکرانه " ای است سردر گریبان ( چون کوششهای ویسکنتی ) و نه آیینه است برای انعکاس " واقعیت " جهان ( چون کوششهای نئو رئالیسم ) . با اثری چنین " سلبی " چگونه باید هم افق شد ؟



:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: یادداشتها
:: برچسب‌ها: سینما, نقد
سه لته ی تصلیب عیسا
92/12/16 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

سه لته ی تصلیب عیسا

رضا اسکندری

اول - مریم عذرا

انگاشت زهدانی زایایی. با دستانی کشیده‌تر از ترکه‌های نارون: آغوش و بند و شلاق. مالیخولیا میراث اوست. چشمان‌اش سردند و نمناک؛ بخاری که روح خداوند بر آن گذشت تا آفرینش فراتر از «کلمه» باشد، «موجودی که می‌خورد». خاکی، توده‌ای، کلوخی، پای‌بستی. نگاه او عیسا را –و مرگ را، و صلیب را- می‌پاید؛ ترجمان تثلیث روح قدس. عیسا سودازده‌ای است که باید کوله‌بار بی‌پدری الهی خود را –صلیب دیگری را- تا بالای جلجتا به دوش کشد؛ قربانی او تقدیر از پیش‌تنیده‌ای است نه به قدمت گناه نخستین، که هم‌ارز عاشقانگی مالیخولیایی عذرا بر وهم روح قدس. عیسا اعوجاج تصویر رویایی/ایده‌ای است که از منشور مردانگی بی‌شکل و کژینه‌ای عبور کرده باشد. چشمان عذرا میخ‌ها را می‌پاید تا انزال مرگ؛ که خون‌بارترین نقطه جوشش خودآزارانه‌ی روان اوست. لذت احساس گناه، از در هم شکستن استعلایی روح جوانی که می‌خواست در اعیانِ خاک باشد و نیست.

امیل نولده


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: یادداشتها
قضاوت و تاریخ
92/12/16 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

قضاوت و تاریخ

ژاک رانسیر

رضا اسکندری

 

افکار عمومی فرانسه علیه قاضیانی که شبه‌نظامی سابق، پل توویه را به «جنایت علیه بشریت» متهم ساختند شورید. اما پیش از برآشفتن، باید در تنظیمات منحصر به فرد روابط میان قانون، سیاست و علم، در مسایلی از این دست، اندکی مداقه کنیم. مفهوم قضایی «جنایت علیه بشریت»، که در آغاز به جنایت‌های جنگی اطلاق می‌شد، خود را از این اطلاق رهانید تا تعقیب جنایت‌کارانی را که تقریرات قانونی و عفوهای حکومتی به آنان اجازه رستن از مجازات را می‌دادند، ممکن سازد. واقعیت تاسف‌بار این است که هیچ چیز بشریت را، که موضوع این چنین جنایتی است، از منظر حقوقی تعریف نمی‌کند. بنابراین، جنایت علیه بشریت، نه از آن رو که انسانیت قربانی مورد تعدی آن است، بلکه از آن رو بازشناخته می‌شود که عامل مرتکب‌شونده، در زمان اجرای جرم، [صرفا] موجود فرودست ساده‌ای بوده است که از اراده برنامه‌ریزی‌شده جمعی یک کشور اطاعت می‌کرده؛ کشوری که در آن «سیاستی مبتنی بر یک هژمونی ایدئولوژیک اجرا می‌شود». بدین‌ترتیب، ضروری است که قاضی، به یک مورخ مبدل شود تا وجود چنین سیاستی را ثابت کند، تا پیوستاری را از نیت اصیل یک کشور تا عمل یکی از اتباع آن را رهگیری کند، حتی به قیمت دوباره درافتادن به شکوک تقسیم‌بندی امر نامتناهی. قضات اصلی دادگاه توویه شبه‌نظامی، نتوانستند رشته پیوستاری از «سیاست هژمونی ایدئولوژیک» را کشف کنند که زایش دولت ویشی را به عمل جنایت‌کارانه شبه‌نظامیان کشور مرتبط می‌کرد. شانس دوم قضات، مساله را با تبدیل کردن توویه به زیردست مستقیم دولت آلمان نازی برطرف نمود. متهم در دفاعیات خود چنین بحث کرد که با اِعمال چیزی کمتر از آن‌چه اراده برنامه‌ریزی‌شده جمعی از او خواسته بود، در حقیقت انسانیت خود را به نمایش گذاشته است. بیایید برای لحظه‌ای فرض کنیم که یک متهم، برعکس، به این دلیل به دادگاه آورده شود که کاری بیشتر از آن انجام داده است، که بدون دریافت دستور یا انگیزش ایدئولوژیک و صرفا از روی سادیسم شخص خودش مرتکب عملی شده است. چنین متهمی چیزی بیش از یک هیولای معمولی نخواهد بود که با فرار از چارچوب قانونی جنایت علیه بشریت، ناممکن بودن برابر نهادن عامل جنایت علیه بشریت و چنین بیماری را از سوی قضات آشکار می‌سازد.

بدین‌ترتیب، شکوک امر قضا و قانون، به شکوک علم مورد نیاز در چنین مسایلی مبدل می‌شود که همان علم تاریخ است. مورخین، در مقام متخصصین، تمامی مستندات مورد نیاز برای بسط واقعیات و شکل ارتباط میان آنها را فراهم آورده‌اند. در مقام تن‌واره‌ای علمی، آنان علیه روش‌های شبه‌علمی انکارگرایان شوریده‌اند. بدین‌ترتیب، ممکن است شگفت‌زده شویم که چرا کشورهای مختلف، ناگزیرند [توان] خود را مصروف قوانینی کنند که تردید در تاریخ به واسطه انکار کشتار یهودیان را ممنوع می‌سازد. پاسخ آسان است: آن تاریخی که می‌تواند تمام پاد-شهادت‌های لازم را برای نفی یک گروه فراخواند، خود را در یک دادگاه معمولی و در پاسخ به دو مباحثه ناتوان نشان می‌دهد؛ مباحثه‌ای که [می‌گوید] تناوبی از واقعیات به هم پیوسته هیچ‌گاه به نقطه‌ای نمی‌رسد که در آن روی‌داد واحدی برساخته شود، و مباحثه‌ای که [می‌گوید] یک روی‌داد در یک زمان رخ نمی‌دهد، مگر آن‌که آن زمان [معین] امکان‌پذیری آن روی‌داد را ممکن ساخته باشد. از پاسخ‌گویی قاصر است چرا که این مباحثات، پاره‌ای از یک نظام باورداشت‌ها هستند که تاریخ، به واسطه آن، خود را در مقام یک علم می‌بیند: نظامی که اندیشه‌پذیربودن تاثیرگذاری یک اندیشه را رهین آن امکانی می‌داند که زمان آن را ممکن می‌سازد.

http://rufusmimesis.blogspot.co.uk/



:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )
:: برچسب‌ها: مارکسیسم, ژاک رانسیر
مجله شورش های منطقی شماره 7
92/11/27 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

مجله شورشهای منطقی شماره 7

مجله را از لینک زیر یا از خود سایت مجله دانلود بفرمایید :

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=168a1ba285c6d1219f0c7114ec3d0424

http://logical-revolts.org/




:: موضوعات مرتبط: اطلاعیه ها
:: برچسب‌ها: مجله شورشهای منطقی 7
مارگرت؛ احضار شعله‌های گذشته
92/11/20 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

مارگرت؛ احضار شعله‌های گذشته * / علی گلستانه

 

«بازنمایی ماتریالیستیِ تاریخ، گذشته را وامی‌دارد تا حال را وارد وضعیتی بحرانی سازد.» (بنیامین، ۱۳۸۹: ۱۱۹)



 

۱. تعهد اجتماعی، ایده‌ای محوری در الگوی هنر مدرن ا‌ست؛ ایده‌ای که در مدرنیسم آغازین، مشخصاً با داوید آغاز شد، در مدرنیسم میانی با کوربه قوام یافت و در انبوهی از آثار دوران اوج مدرنیسم، نمایان شد؛[1] اما هنر مدرن، تعهد خود را به امر اجتماعی، نه با شعارپردازی یا روایت‌گری، بلکه با درونی‌کردن عصیان در درون فرم هنری تجسم بخشید. هنرمندان مدرنیست، با کار بر روی فرم هنر و با بازآفرینی بحران در درون روابط فرمال، بر نظم معنایی جامعه‌ی محافظه‌کار شوریدند.




[1]. اگر از «گرنیکا»، سینمای چاپلین و آلن رنه، موسیقی شونبرگ، تئاتر برشت و اشعار دادائیستی صرف‌نظر کنیم، به جنبش سراپا سیاسی اکسپره‌سیونیسم می‌رسیم. درباره‌ی پیوندهای هنر و امر سیاسی در نیمه‌ی نخست سده‌ی بیستم، نگاه کنید به: زیبایی‌شناسی و سیاست، فردریک جیمسون [ویراستار]، ترجمه‌ی حسن مرتضوی، تهران: ژرف، ۱۳۹۱.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: هنر و ادبیات
:: برچسب‌ها: آنسلم کیفر
شورشهای منطقی 6
92/10/29 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

شماره 6 شورشهای منطقی

از لینک زیر یا از خود سایت مجله دانلود فرمایید:

http://logical-revolts.org/spip.php?article11

http://uplod.ir/d4wi9gdaqyl9/No-06-red.pdf.htm




:: موضوعات مرتبط: اطلاعیه ها
:: برچسب‌ها: مجله شورشهای منطقی 6