استفاده از مقالات تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.( حلقه تجریش )

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
تماس با ما
   

از خاصگیِ‌ دیالکتیکی تا خاصگیِ هنجاری: قرائتِ آرایِ گئورگ لوکاچ در‌بابِ سینما

تام لوین

مترجم: محمدرضا مهدوی‌فر

نقشِ سینما در نوشته‌هایِ گسترده‌ی گئورگ لوکاچ در بابِ زیباشناسی، به‌غایت حاشیه‌ای است. با این حال سینما موضوعی است که در سرتاسرِ عمرش، هر‌چند پراکنده، مکرراً آن را موردِ توجه قرار ‌داد. اما غیابِ دریافتِ انتقادی از این متون در مطالعاتِ سینمایی و نیز پژوهش‌هایِ درباره‌ی لوکاچ، سبب شده است که مجموعه‌ای از تأملاتِ نظری در بابِ فیلم و مبحثی جدلی در زیباشناسیِ مارکسیستیِ معاصر، به‌واقع ناشناخته باقی بماند. نمونه‌ای از این اطلاعاتِ نادرست که در مورد فعالیتِ لوکاچ در زمینه‌ی فیلم به وفور یافت می‌شود، توصیفِ یکی از مقالاتِ اولیه‌ی او به‌عنوانِ «تنها کوششِ او برایِ سازش‌کردن با زیباشناسیِ خاصِ سینما»[1] است و ادعایی به همان میزان گمراه‌کننده مبنی بر این که «علاقه‌ی لوکاچ به سینما در سرتاسرِ زندگی‌اش به‌طور مستمر حاضر بود». در‌واقع، لوکاچ متن‌هایِ پرشماری در‌بابِ فیلم در مقاطع مختلفِ زندگی‌اش نوشت. آغازِ آن با مقاله‌ی فوق‌العاده‌ي «تاملاتی در راستایِ زیباشناسی‌ای‌ برای سینما»[2] بود و سپس –به دنبال وقفه‌ای چهل‌و‌پنج ساله- با مجموعه‌ای از متونِ کوتاه‌تر ادامه یافت که در نشریه‌ی سینماییِ ایتالیاییِ سینما نوو منتشر شد؛ و نیز در بخشِ مربوط به سینما در کتابِ خاصگی‌ِ زیباشناسی[3]، مقدمه‌ای بر کتابِ انحلالِ عقل: گفتاری دربابِ سینما[4] نوشته‌ی گوئیدو آریستارکو و مجموعه‌ مصاحبه‌هایی که در نشریه‌ی مجارستانیِ فیلم‌کولتورا[5] منتشر شد. مقاله‌ی پیش‌رو، با خوانشی عموماً توصیفی از این آثارِ غالباً ترجمه‌نشده، تحولِ نوشته‌هایِ لوکاچ در‌بابِ سینما را از تفاسیرِ راه‌گشایِ 1913 تا جدل‌هایِ کوته‌‌نظرانه‌ي ضدمونتاژیِ 1960 ترسیم می‌کند. در این فرآیند، این طور استدلال می‌شود که لوکاچ مدلِ دیالکتیکیِ اولیه‌اش از خاصگیِ سینمایی را (که به‌ویژه به رویِ پتانسیلِ بنیادی و انتقادیِ مدیوم گشوده بود) به نفعِ نظرگاهی هنجاری درباره‌ي پرسش از رئالیسمِ سینمایی، کنار گذاشت.



[1] Introduction to Georg Lukacs, "Thoughts on an Aesthetic for the Cinema," Barrie Ellis-Jones, trans. Framework (London), 14 (Spring 1981(

[2] “Gedanken zueiner Aesthetik des Kino” [Thoughts on an Aesthetic for the Cinema] - در ادامه‌ی این متن، از این مقاله با عنوانِ اختصاری «تاملات» یاد می‌شود.

[3] Die Eigenart des Aesthetischen [The Specifity of the Aesthetic]

[4] Il dissolvimento della ragione (The Dissolution of Reason)

[5] Filmkultura


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )، هنر و ادبیات
:: برچسب‌ها: لوکاچ, مارکسیسم, سینما
پرولتاریای فکری
93/10/06 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

پرولتاریای فکری[1]

اما گلدمن

 برگردان رضا اسکندری

 

پرولتاریزاسیون در زمانه‌ی ما بسیار فراتر از سپهر کار یدی رفته است؛ بی‌تردید در معنایی گسترده‌تر، تمامی آنانی که برای بقایشان کار می‌کنند، خواه با دست‌ها و خواه با اذهان‌شان، تمامی آنانی که ناگزیرند مهارت‌ها، آگاهی‌ها، تجربیات و توانایی‌های خود را بفروشند، پرولتاریا هستند. از این چشم‌انداز، تمامی نظام موجود، صرف‌نظر از طبقاتی بسیار محدود، پرولتاریایی شده‌اند.

تمامیت بافتار اجتماعی ما از تار و پود تلاش‌های کارگران یدی و ذهنی بافته شده است. در مقابل، پرولتاریای فکری، حتی در شکل کارگران مغازه‌ها یا معادن، حیاتی نامطمئن و رقت‌بار، و بارها وابسته‌تر از کارگران یدی به اربابان را توسعه داده است.

بی‌شک تفاوت زیادی در درآمد سالانه‌ی آرتور بریزبن و یک معدن‌کاو پنسلیوانیایی وجود دارد. اولی، با همکارانش در دفتر روزنامه، در تئاترها، کالج‌ها و دانشگاه‌ها، ممکن است از رفاه مادی و جایگاه اجتماعی فراتری برخوردار باشد، اما با این حال، هم‌چنان پرولتاریاست، چرا که کورکورانه به بنگاه‌هایی چون «هرستز»، «پولیتزر»، «تئاتر تراست»، ناشران و فراتر از همه به فهم متعارف گستاخ و سطحی‌نگر وابسته است. این وابستگی‌های دهشتناک به کسانی که می‌توانند روی هر چیز قیمت بگذارند و ضوابط خود را بر تمام فعالیت‌های فکری تحمیل کنند، خفت‌بارتر از آن چیزی است که بر کارگران در هر رده‌ای که باشند تحمیل می‌شود. درد واقعی اینجاست که آنانی که به فعالیت در حوزه‌های فکری مشغول می‌شوند، هرچقدر هم که در آغاز حساس و موشکاف بوده باشند، باز هم در برابر چنین تحقیری بی‌عاطفه، کلبی‌مسلک و بی‌تفاوت می‌شوند. این همان چیزی است که بریزبن هم دچار آن شده است؛ کسی که والدینش آرمان‌گرایانی بودند که با فوریه همکاری می‌کردند. بریزبن، خودش هم در مقام مردی آرمان‌گرا کار خود را آغاز کرد، اما در دام پیشرفت‌های مادی گرفتار شد و به تک‌تک آرمان‌های جوانی‌اش خیانت کرد.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )
:: برچسب‌ها: آنارشیسم, اما گلدمن
گرایش نو به سنت؟
93/10/06 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

گرایش نو به سنت؟

نوشته‌ی علی گلستانه

 

یکی‌دو سال است که کیوریتورهای کوشا ظهور کرده‌اند و بی‌وقفه کارنماهای[1] گروهی برگزار می‌کنند؛ به این ترتیب که به جمع نسبتاً مشخص و ثابتی از هنرمندان، هربار موضوعی می‌دهند: یک بار شخصیتی تاریخی موضوع کار قرار می‌گیرد، یک بار شخصیتی دیگر، یک بار اتفاقی سیاسی، و بار دیگر بیتی شعر. در آخر هم ترکیب درهمی از آثار خوب و بد و بسیار بد، با ترکیبی شیک و تر‌ـ‌و‌ـ‌تمیز در نمایشگاه چیده می‌شود. به‌این‌ترتیب، همیشه موضوعی برای ترتیب‌دادن نمایشگاه هست، و همیشه هم کسانی هستند که با نوشتن چند خط استیتمنت برای نمایشگاه هویت و معنا بتراشند و تمام فاصله‌ها و شکاف‌ها را یکدست و پُر کنند. بااینکه حتی این استیتمنت‌ها هم آشکارا در توجیه کارنماها و ربط‌دادن موضوع کارنما با آثار و آثار با یکدیگر ناموفق اند، کمترکسی این‌همه را جدی می‌گیرد. اما جدی‌نگرفتن این فقر عظیم از سوی مخاطبان، و مشغول‌شدن‌شان به عبارتِ بی‌معنای «نمایشگاه استاندارد» که چیزی نیست جز یکدستی محض با وضعیت بی‌رمق هنر و خنثی‌بودن کل این پروژه‌ها، مسئله را پاک نمی‌کند؛ بلکه مسئله‌ی دیگری پدید می‌آورد که ازقضا نقطه‌ی عزیمت خوبی برای تحلیل وضعیت خواهد بود. زیرا اغلب فقط هنگامی که سازـ‌وـ‌کارهای تشریفاتی به شکلی غیرمسئولانه سرهم‌بندی می‌شوند می‌توان کمبودها و فقدان‌های پس این ساز‌ـ‌و‌ـ‌کارها و «استاندارد»بازی‌ها را دریافت.



[1]. «کارنما» معادلی‌ست که روئین پاکباز برای exhibition قرار داده است تا تمایز عمل نمایش از محل نمایش (نمایشگاه [gallery]) مشخص‌تر شود. نک: هنر مدرنیسم، پانوشت ص۲۳؛ فرهنگ اصطلاحات هنری، ص۶۰ (هردو از نشر فرهنگ معاصر).


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: هنر و ادبیات
:: برچسب‌ها: نقد, هنر معاصر
مده آ
93/09/22 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

مده آ

نگاهی به فیلم مده آ اثر پازولینی

شروین طاهری

من بی‌تردید از بسیاری جهات با دیگر مردمان تفاوت دارم . به نظر من مرد تبهکاری که چرب‌زبان هم هست گناهش افزون‌تر است.مده آ/ اوریپید[1]

اما هنگامی‌که دچار خدشه می‌شود دیگر قلبی در میان نیست ، بلکه حفره‌ای خون تشنه در آن است . مده آ / اوریپید 

داستان مده آ ، داستان قربانی و قربانی شدن است . مده آ خود را قربانی می‌کند تا جیسون به وعده‌اش درباره پشم زرین عمل کند . جیسون خود را قربانی مده آ می‌کند تا " قهرمان " شود . قوچ زرین قربانی زئوس می‌شود تا پسر هلیوس پادشاه کولیکس شود و حکمرانی‌اش جاودانه بماند . بااین‌همه این سنت آشنا در اقوام باستان است . عمل قربانی کردن ، میانجی ارتباط میان فناپذیران و فناناپذیران است . پس‌ازآنکه نسل نخست آدمیان موسوم به نسل زرین خود را هلاک کرد ، خدایان مقرر کردند که نسل بعدی می‌باید بهای زندگی‌اش را بپردازد . هم‌چنین آیین قربانی ، با نحوه خوراک و شکل نوین تمدن نیز در ارتباط است . آیین قربانی ، با کباب کردن و نوعی جشن خوراک همگانی همراه بود . جشنی که در آن خدایان از پیه و انسان‌ها از گوشت قربانی می‌خوردند . و این عمل به‌نوعی حفظ چرخه طبیعت بود . گوشت پخته خورده می‌شد و بدین‌سان طبیعت از نو در چرخه زندگی وارد می‌شد . این تمایز خوراک مبدأ تمدن بود . تا پیش از آن ، یعنی در دوران خام‌خواری انسان تمایزی با طبیعت پیرامون نداشت و بنابراین خود درون چرخه بود . جادوگران واسطه نخستین بودند . تجسد روح طبیعت . کسانی که با اوراد و رژیم‌های غذایی خاص وظیفه هماهنگ کردن این موجود جزء را با طبیعت بر عهده داشتند . در دنیای جادوگران قربانی کردن تنها کارکرد آیینی داشت و نه خوراکی . بدین‌سان می‌توان سه دوره را تشخیص داد . دوران خام خاری و شکل‌گیری قبیله‌های نخستین ، دوران میانه که با دوران کشاورزی شروع می‌شود و سرانجام نخست گاه تمدن که با مبادله کالاهای صنعتی قوام یافت . یکی ازعبورگاه ها از دوران نخست به دوران تمدن ، تغییر آداب خوردن بود . مده آ متعلق به جهان میانه بود . جایی که هنوز قربانی کردن برای هماهنگی و وفور محصول ضروری بود . کولیکیس در آخر دنیا جای داشت . جایی که دریایی سهمناک ، از تمدن یونانی دورش می‌کرد . پیلیاس عموی جیسون به همین دلیل وی را روانه آنجا کرد تا برای همیشه از شر وی رهایی یابد . کولیکیس زندگی را با کشاورزی می‌گذراند . برخلاف کورینت ، شهری ثروتمند و صنعتی . هرچند صنعت را باید با ابعاد آن دوره یونان تصور کرد . اقتصادی که هر سه‌طبقه ، یعنی صنعتگران ، دهقانان و تجار را شامل می‌شد . این دو نکته ، محل مناسبی است که قرائت پازولینی از مده آ را با آن شروع کنیم .



[1] در این نوشتار مدام نمایشنامه مدآ . اثر اوریپید . ترجمه امیر حسن ندایی نشر افراز را در نظر داشته‌ایم


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: هنر و ادبیات
:: برچسب‌ها: نقد, سینما
تأملاتی در راستایِ زیباشناسی‌ای برایِ سینما
93/09/22 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

تأملاتی در راستایِ زیباشناسی‌ای برایِ سینما

گئورگ لوکاچ

ترجمه‌ی محمدرضا مهدوی‌فر

ما هرگز از وضعیتِ سردرگمی‌هایِ مفهومی خلاص نمی‌شویم؛ چیزی نو و زیبا در زمانه‌ي ما رخ نموده است، با این حال به جایِ قبولِ آن به همان‌گونه‌ای که هست، مردم می‌خواهند آن را در مقوله‌هایِ کهنه و نامتناسب طبقه‌بندی کنند، تا آن را از معانی و ارزش‌هایِ حقیقی‌اش تهی کنند. امروزه مردم سینما را گاه در مقامِ ابزارِ آموزشِ بصری و گاه در مقامِ رقیبی جدید و ارزان برایِ تئاتر تفسیر می‌کنند- یعنی از سویی از منظرِ آموزشی و از سویِ دیگر از منظرِ اقتصادی. امروزه شمارِ معدودی از مردم، اینگونه فکر می‌کنند که یک امرِ زیبایِ نو در حقیقت یک امرِ زیبا است و قواعد و ارزش‌گذاری‌هایِ زیباشناسی درخورِ‌ آن.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )، هگل و هگلیان
:: برچسب‌ها: لوکاچ, مارکسیسم
اینک موج سنگین ‌گذر زمان
93/08/24 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

اینک موج سنگین ‌گذر زمان...

برای نمایشگاه مجسمه های شایا شهرستانی

مهسا‌فرهادی کیا

ماده بستر تاثیرپذیر گذر زمان است، زمان آن روند فرساینده‌ای است که به خلق ناهمواری بر تنۀ جسم می انجامد: از چین و چروک‌های پوست بدن تا کوه‌های برآمده و گودال‌های فرورفتۀ سطح زمین، همگی سند تاریخی این همنشینی پیوسته و تنگاتنگ ماده با حضوری ممتد و خراشنده‌ است. نیرویی که گویی به درون جسم فرو رفته، رویدادهای خود را در آن حبس و ثبت کرده و فرم مادی آن را به شکل سرگذشت خویش در می‌آورد. حجم های بزرگ اندازۀ شایا شهرستانی نیز پیکره های ارگانیکی است که گذر زمان را از خلال فرم های طبیعیِ دستخوش تغییر، ثبت و بازتعریف می‌کند. این پیکره های صخره‌گون، گذار لحظات طی شده در مسیر سالیان دراز را در قالب فرم های پیچیده، معوج ، بیرون زده و اغراق شده جسمانیت می بخشند. کیفیت های فرم در این آثار سطح بالایی از بیانگری را موجب می‌شود و این بیانگری به طور مستقیم به مختصات رسانه‌ای خود گره می خورد به این ترتیب که بخش حائز اهمیتی از ادراک این آثار در ساحت حس لامسه امکان‌پذیر است: در لمس تنۀ غنی و پر آبله‌شان، تجربه ای لمسانی از مفهومی انتزاعی به نام زمان.



:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: نقاشان معاصر ایران
:: برچسب‌ها: هنر معاصر, شایا شهرستانی
نولیبرالیسم و سیاست آموزش عالی
93/08/17 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

نولیبرالیسم و سیاست آموزش عالی

برگردان : رضا اسکندری

 

مصاحبه‌ی سی. جی. پولی‌کرونیو با هانری ژیرو

هانری ژیرو صاحب کرسی استادی شبکه‌های تلویزیونی جهانی در دپارتمان مطالعات فرهنگی دانشگاه مک‌مستر انگلستان است. آخرین کتب تالیفی او عبارتند از: گرگ‌و‌میش امر اجتماعی: توده‌های معترض در زمانه‌ی مصرف (انتشارات پارادایم، 2012)، آموزش و بحران ارزش‌های عمومی (پیترلانگ، 2011)، جوانان در جامعه‌ی مظنون (پالگریو، 2009)، سیاست بعد از امید: اوباما و بحران جوانی، نژاد و دموکراسی (پارادایم، 2010)، قلب‌های تاریکی: شکنجه‌ی کودکان در جنگ علیه ترور (پارادایم، 2010)، موشی که غرید: دیسنی و پایان معصومیت (با همکاری گریس پولاک، انتشارات راومن و لیتلفیلد، 2010)، سیاست زامبی و فرهنگ در عصر سرمایه‌داری کازینوها (پیترلانگ، 2011)، و تعلیم و تربیت انتقادی هانری ژیرو (کانتینووم، 2011). ژیرو هم‌چنین عضو شورای سردبیری تروث‌اوت و بنیان‌گذار پروژه‌ی خرد عمومی این مجموعه است.

هانری آژیرو در کتاب خود «جوانان و سیاست‌های مصرف در زمانه‌ای تاریک» می‌نویسد به ظهور بنیادگرایی بازار و بحران‌های اقتصادی و مالی متعاقب آن، جوانان با بحرانی متفاوت از سایر نسل‌ها روبه‌رو شده‌اند. جوانان، به ویژه در گروه‌های درآمدی پایین و اقلیت‌های محروم، دیگر نه به صورت سرمایه‌گذاری‌هایی برای جامعه، که به صورت روزافزون به عنوان مساله و فشاری اجتماعی شناخته می‌شوند.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: گفت و گو
:: برچسب‌ها: نقد, آکادمی
دو جستار درباره کافکا
93/08/17 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

دوجستار درباره کافکا[i]

برگردان : علی ذولقدر

 

فهمیدن کافکا

مشکل بزرگی که اغلب خوانندگان داستان های کوتاه کافکا با ان مواجه اند یافتن راهی در میان انبوهی از تفاسیر وتعابیر مرموز و متناقض  میان داستان های اوست .  تفاسیری زیادی وجود دارند که سعی به حل معمای کافکا کرده اند. در این میان یک تفسیر برخوردی اتوبیوگرافانه با کارهای کافکا است. این تفسیر ادعا می کند که کارهای کافکا در واقع واکنشی است به بحران های او در طول زندگی اش میان تجرد وازدواج یا در مرحله ای دیگر از زندگی او بازتابی از بدبینی و سرشت مذهبی او . در صورت اینکه این تفسیر صحیح هم باشد تعداد بسیار کمی از نویسندگان هستند که ان را اشکارا اعلام کرده باشند اما کافکا در نامه هایش چنین می نویسد" نوشته هایم برای توست[پدرش] در واقع من برای دور ریختن غم هایی که شجاعت نشان دادن ان ها را در برابر تو ندارم می نویسم[نامه کافکا به پدرش]".                                                                                            


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: هنر و ادبیات
:: برچسب‌ها: کافکا
هگل و مواجهه ما با مدرنيته
93/06/30 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

هگل و مواجهه ما با مدرنيته

شروين طاهري و فرشاد نوروزي

چاپ شده در مجله اطلاعات حکمت و معرفت شماره 98  

 

زماني که سخن از نسبت «ما» با «هگل» به ميان مي‌آيد، مي‌توان از مشترکات و تبادلات متافيزيکي ميان انديشه «ما» و ايده‌آليسم مطلق هگلي سخن گفت. اما اگر بيشتر بر سطح انضمامي-تاريخي بحث تاکيد داشته باشيم، مي‌توان با در نظر گرفتن هگل به عنوان نماد مدرنيته غربي، نسبت ما با هگل را از رهگذر مواجهه تاريخي ما با مدرنيته مورد واکاوي قرار داد. اين مواجهه در چند مقطع و در سطوح مختلف قابل ترسيم و تحليل است.

***

مقدمه

پرسش از نسبت ميان «ما» و فيلسوفان، ناچار ما را مفروض مي‌گيرد. شايد بتوان ادعا کرد که وقتي عباس ميرزا اولين بار با «ديگري» مواجه شد، افق تاريخيِ اين معناي جديد از «ما» گشوده شد. پيش از آن تنها حسين بهزاد بود که اين افق را در نقاشي‌هاي «بعدنمايانه‌اش» حدس زده بود. اعزام ايرانيان به اروپا براي دريافتن و به چنگ گرفتن «گوهر ديگري»، دانش را به ارمغان آورد. هرچند لفظ دانش را بايد با احتياط تمام به کار برد. دانشکده‌ها يکي پس از ديگري باز شدند و اغلب «علوم و فنون» نظامي و توپ‌ريزي را تدريس مي‌کردند بنابراين اولين سطح از درک ما از ديگري شايد دريافت ابزاري بود؛ دريافتي مهاجم و صوري. به تعبير ديگر آنان «وسايلي» داشتند که برترشان مي‌کرد. برتري آنان تنها داشتن بود. از عهد ماکياول به بعد افزار جاي بازو را در جنگ‌ها گرفته بود. نيروي بخت را تنها از اين طريق مي‌شد به چنگ گرفت. به آرامي «ما» خود را درمي‌يافتيم. ما نيز چون آنها بوديم. کمي کوتاه‌تر، کمي ريش‌دارتر و … . اين گشودگي تاريخي آغاز «نسبت ميان ما و آنها» بود؛ نسبتي که مدت‌ها به دلايل گوناگون قطع شده بود و ما را در گرداب «نبود – من» مي‌افکند.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )، هگل و هگلیان
:: برچسب‌ها: هگل
پرسبوک آرت پنجم (جلسه دوم )
93/06/30 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

جلسه نقد و بررسی پرسبوک آرت پنجم  جلسه دوم

مهسا فرهادی کیا

 

معمولاً روال بحث ها در پنل هایی که به مناسبت نمایشگاه های گروهی برگزار می شود به این ترتیب است که منتقدین حاضر در پنل در مورد موضوع نمایشگاه و سبقه‌های تاریخی و تئوریک آن به گفتگو می پردازند و در ضمن بحث احتمالاً اشاراتی نیز به آثار نمایشگاه می‌کنند. این اتفاق موجب می شود ما عملاً از حوزۀ نقد عملی خارج شویم و به بهانۀ نمایشگاه به صحبت در مورد تم آن و نه آثار مشغول شویم. در این جلسه قصد دارم تا ضمن تشریح گفتمانی نظری از نقد هنری هم زمان عملاً وارد فعل نقد شده و برخی از آثار را نیز مورد تحلیل قرار دهم. اما علت انتخاب «نقد» به عنوان درون مایۀ بحث در جلسۀ امروز، وجود فقدانی اساسی است یعنی فقدان نقد در سطحی عام‌تر و گسترده‌تر. به این معنا که آثار هنری در سکوت خلق و ارائه می شوند بدون این که حجم مناسبی از بازخوردها را دریافت کرده باشند. مقصود از نقد این‌جا کاربرد این مفهوم به عنوان یک شاخه و دیسپلین حرفه ای نیست که عده ای به عنوان منتقد در آن مشغول به کارند- هرچند مسلماً تعداد بسیار اندک نشریات تجسمی و وضعیت غیراستاندارد آن‌ها و کیفیت نازل نوشتارها قطعاً بخشی از معضل را شکل می دهد- اما بحث من امروز متوجه منتقدین نیست. بخش مهم دیگری از این معضل متوجه فعالان بدنۀ هنرهای تجسمی است یعنی هنرمند،  گالری دار، نمایشگاه‌گردان و مخاطبان حرفه ای یا به بیانی دیگر همۀ دست اندرکاران هنر. همۀ اعضاء جامعۀ هنرهای تجسمی به همان میزان که در روند شکل گیری، سازماندهی، فروش و خوانش آثار مشارکت دارند نیازمند برخورداری از نگاه نقادانه هستند، البته منظور این جا نگاه نقادانه به معنای سیستماتیک آن است نه فقط نقد در معنای عام داوری در مورد خوب یا بد بودن کلیت یک پدیده، بلکه به معنای مهارت برای خوانش، تحلیل،تفسیر و در نهایت داوری آثار در سطوح مختلف. مسلماً انتظار نمی رود همۀ این افراد در حد منتقدین حرفه ای توان نقد داشته باشند، اما پرورش این مهارت می تواند موجب شود که به عنوان مثال بحث هایی که در روزهای افتتاحیه به وجود می آید یا در فضاهای عامی مانند شبکه های مجازی، تا این حد کلی‌گویانه و بی فایده نباشد.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: هنر و ادبیات، نقاشان معاصر ایران
:: برچسب‌ها: نقد, هنر معاصر